محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3724
تاريخ الطبرى ( فارسي )
گويد : گروهى از آنها از وى جدا شدند و گروهى با وى بماندند ، بيشتر سپاه بجاى ماند و چون ابن اشعث برفت سوى عبد الرحمن بن عباس رفتند و با وى بيعت كردند ابن اشعث به نزد رتبيل رفت . آن گروه نيز راه خراسان گرفتند تا به هرات رسيدند و آنجا به رقاد ازدى برخوردند كه از طايفهء عتيك بود و او را بكشتند و يزيد بن مهلب به مقابلهء آنها آمد . اما مفضل بن محمد گويد كه وقتى ابن اشعث در نبرد مسكن هزيمت شد ، سوى كابل رفت و عبد الله بن عبد الرحمن سوى هرات رفت و ابن اشعث را به سبب فرارى شدن نكوهش كرد و عيب او گفت . گويد : عبد الرحمن بن عباس به سيستان آمد كه ياران فرارى ابن اشعث به دو پيوستند و با جمعى كه گويند بيست هزار كس بود سوى خراسان رفت و در هرات جاى گرفت كه آنجا با رقاد بن عبيد عتكى رو به رو شدند و او را بكشتند . گويد : عبد الرحمن بن منذر از مردم عبد القيس نيز همراه عبد الرحمن بن عباس مطلبى بود . گويد : يزيد بن مهلب كس پيش عبد الرحمن مطلبى هاشمى فرستاد كه ولايتهاى ديگر گسترده است و كسان هستند كه آسانتر از من خورده مىشوند و نيروى كمتر دارند . سوى ولايتى رو كه جزو حكومت من نباشد كه نبرد ترا خوش ندارم ، اگر خواهى براى كمك به اين سفر مالى به تو دهم دريغ نكنم . گويد : عبد الرحمن هاشمى به دو پيغام داد كه ما براى نبرد يا اقامت به اين ولايت نيامدهايم مىخواهيم بياساييم آنگاه برويم ان شاء الله و حاجتى به مال تو نداريم . گويد : فرستادهء يزيد برفت ، اما هاشمى خراج گرفتن آغاز كرد و چون خبر به يزيد رسيد گفت : « كسى كه مىخواهد بياسايد و برود خراج نمىگيرد » پس مفضل را با چهار هزار و به قولى شش هزار كس فرستاد و خود با چهار هزار كس از